آسمون چشملت بارونیه

بـــه نام خــــــــداوند چشــمان تو

 

   خدای هنرمنــد چشمان تو

     همان که جهان را چنان ساخته ست

    که باشد خوشایند چشمان تو 

  همــــان که خودش مانده تو کیستی

      ودرچون ودرچندچشمان تو

    نگــــــاهی و آهـــی و بی اختیــار

   دل افتاد در بند چشــمان تو

    به هر گونه می خواست ما را کشید

    نگـــاه توانمند چشمـان تو

     و هر گونه می خواست ما را کشید

  نگــاه هنرمند چشمان تو

    گرفتـند از کـــاسه ی  چشـــمهـام

  گدایی لبخند چشمان  تو

      کجـــا را بگــردم که پیدا کنــم؟؟

  دو خورشید مانند چشمان تو

آسمان را دیدی؟

آسمان هم دیشب مثل چشمان گل خاطره‌ام قرمز بود.

آسمان سرخ ولی بی‌احساس.

آسمان! درد مرا می‌فهمی؟

آسمان! اشک مرا می‌بینی؟

آسمان دل من غرق دررنگ غم است.

آسمان دل من رنگ یک خاطره‌است.

آسمان دل من ، رنگ اشک دل تنهای من است.

آسمان! درد مرا می‌فهمی؟

کاش باز هم امشب این دل خاکی من از زمین پر بکشد.

و مرا تا پرواز و مرا تا تنها و مرا تا اوج خیال تک و تنها ببرد

آسمان را دیدی؟

آسمان زیبا بود.

آسمان درد مرا می‌فهمید. آسمان اشک مرا هم می‌دید

آسمان سرخ از درد و غم است

آسمان ! درد تو‌را می‌فهمم

آسمان ! اشک ترا می‌بینم

/ 0 نظر / 10 بازدید